شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
297
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
عربى كليله و دمنه در كتابخانهء ملّى پاريس محفوظ است كه مؤلّف آن فضل اللّه بن عثمان بن محمّد الاسفرائنى آن را بنام ربيب الدّولة و الدّين افتخار خراسان ابو الحسن على المستوفى مزيّن كرده است . اگر فرض كنيم لقب ربيب الدّين از پدر به پسر منتقل شده است و اين ابو الحسن على پدر همين ابو القاسم هرون بن على بوده است مىتوان گفت كه اصل ربيب الدّين وزير اتابك از خراسان بوده است . 7 / 3 سورچين ، ديوارى بسيار ضخيم و بلند به طول تقريبا سه هزار كيلومتر كه به أمر شى هوانگتى امپراطور چين ( 259 تا 210 قبل از ميلاد ) كه در دوازده سالگى ( 246 يا 247 ق م ) بمقام امپراطورى رسيد در مدّت ده سال در شمال مملكت چين خاص بنا كردند و در سال 204 قبل از ميلاد بپايان رسيد . مقصود از بناى اين سور اين بود كه اقوام خارجى وحشى و غارتگر ( منچوها ، مغلها ، تترها ) نتوانند به داخل چين راه بيابند ، ولى در دورههاى ضعف حكومت مركزى چين آن ديوار مانع از هجوم غارتگران نشد . در دنياى قديم بنائى بدين عظمت ساخته نشده بود ، و اهرام مصر با همه بزرگى نسبت به اين ديوار بازيچه محسوب مىشد . شايد شهرت آن باعث شد كه در افسانههاى راجع به اسكندر مقدونى پاى آن را در ميان كشيدند ، و گفتند كه ذوالقرنين اين سور را در پيش يأجوج و مأجوج كشيد . 7 / 13 لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ آيهء هشتم است از سورة الفجر ( 89 ) . 7 / 17 دمرجى ، لفظ دمر در اين اسم ، و در اسم دمر ملك كه بعد ازين بيايد ( ص 85 و 86 ) همان تمر و تيمور است بمعنى آهن ( تورك لغتى تأليف حسين كاظم قدرى چاپ استانبول 1928 ج 2 ص 246 تا 247 ديده شود ) .